برای توصیف ابر باید خیلی فرز و سریع بود. تنها یک لحظه براشون کافیه که تبدیل به یه چیز دیگه بشن. خصلتشونه. حالت٫سایه٫ ژست و ترتیبشون هیچ وقت تکرار نمی شه. زحمت ضبط هیچ گونه خاطره ای رو به خودشنون نمی دن. خیلی آسون روی حقایق پرواز می کنن.. شاهد چه چیزهایی هستن؟ هر زمان اتفاقی می افته پراکنده می شن.
بر خلاف ابر٫ زندگی ما آدم ها٫ روی زمینِ سخت و جامد در جریانه. یه جورایی ثابت برای همیشه٫ تقریبا بدون پایان. روی این زمین حتی سنگ مثل یک دوست به نظر می رسه. می تونی در نگاه اول بهش اعتماد کنی. به خاطر ثبات و عدم تغییرش. در حالی که ابرها فاصله دارن و با دور و نزدیک شدنشون چیزی جز حس عدم تعادل رو القا نمی کنن.
چطور میشه بهشون اعتماد کرد و در کنارشون به آرامش رسید؟
چطور میشه بهشون اعتماد کرد و در کنارشون به آرامش رسید؟
--------------
در آخر : حتی سنگ هم فرسایش پیدا می کنه و ابر با وجود این همه عدم تعادل٫ یکی از جلوه های زیبایی می شه.
۲ نظر:
کرونوسا! ابر همان خدای آسمان ها پدرت اورانوس است و سنگ همان خدای زمین٫مادرت گایاست.اعتماد کن
سنگها سخت اند ، دوستی از دل ، سختی و دوستی با هم مغایرند.
ابر میگذرد، این همان گذاشتی هست که عشق را میآفریند.
با ابر همسفر شو، راه کوتاهی به دلم بلد است.
ارسال یک نظر